4 Janvier 2012
هزاران بار اگر بر کعبه آیم
خمارم در سرم ساغر گشایم
زبحر می کنم پر دامن خود
که من یک شفته بی مدعایم
خورم باده که عیش زندگانیست
روم در میکده آن جای پایم
به مینا آمدم از بهر پوزش
به طایف مینهم سر ای خدایم
زقدس فریاد زدم بر مکه رفتم
فلک یکبار نشنیده صدایم
همین خوب است با خوبان باشم
گدابودم همین هردم گدایم
نعیم اساس 7 جنوری 1989