27 Décembre 2011
کابل
زدست جنگ غمین رخسار کابل
به خاک وخون دل بیمار کابل
به هر جا بشنوی فریاد این شهر
نباشد هیچ کسی غمخوار کابل
چو گرگان بر سر نعش اش فتادند
بسوختن جاده و افشار کابل
نماند ان قصر ان گل خانه او
زدست دسته جبار کابل
یتیمان بیوه گان بی بضاعت
شتافتن بر درو دیوار کابل
ندارند هیچ اب و لقمه نانی
هزاران تشنه در جویبار کابل
ببینی صد غریب و ناتوانرا
دل ازرده در بازار کابل
اگر چه بیست سال دور از بر او
هنوز هم شفته و خمار کابل
خدایا کی روم در بهمن خود
به ان صد گلشن گلزارکابل
دعاکردن سخی جان باز بیایم
نگهدارم ان بادار کابل
ندارم کعبه و زیارت در اینجاه
اساس را قبله است دیدار کابل
نعیم اساس فبروری 2001 پاریس