15 Octobre 2016
گروهک ها
يك گرو هی داد بر ما وعده ها
ميكنيم آباد شهر و جاده ها
ميدهيم كالا و نان و هم مكان
مكتب و دانش به هر پير وجوان
هر كسي بیچاره و نادار است
جمله تنگدستان به ما غمخوار است
هر كنار و گوشه صد غوغا شد
يك نظام نو شکر پيدا شد
پرچم سرخ بر در وديوار شان
هركی را گفتند« رفيق» همکار شان
چند شعار پوج دادند آنزمان
آنچه میگفتند كي کردند بیان
با غرورو ضربه و توپ وتفنگ
باشلاق ودره و صحبت زجنگ
با همه گفتند با زشتي سخن
اينچنین كي بوده رسم ان وطن
گفتند ما اینبا رکردیم انقلاب
با جنايات بزرگ بي حساب
بعد از آن بر دين مردم تاختند
اعتباری داشتند هم باختند
کشتند و بستند هزاران بی گناه
بی سبب کردند چند نسل را تباه
چند گروهي ديگري پیدا شد
با پكول و ريش همه يكجا شد
تحت نام كفر و الحاد ساختند
در وطن يك جنگ را انداختند
صد جوان و نوجوان بر داشت تفنگ
جمله گردیدند آماده به جنگ
شورش وغوغا همه پرپا شد
آنچه پنهان بوده هم رسوا شد
قريه و دهات هم ويرانه گشت
جمله مسکین مردمان بی خانه گشت
شد ميهن مركز شر وفساد
غربت و بيجاره گي هم ازدياد
سر زمین ام مرکز کوکنار شد
مافيا باهم همه همكار شد
كشته شد در هر طرف صدها هزار
بعضی زندانی یا از کشور فرار
پا برهنه دست خالي از ديار
کی برد باخود همه دار وندار
ملك غربت جز نبود بيچاره گی
هم غم ميهن غم اواره گی
سالها در خيمه ها خوابيدند
روز خوش درزندگی کی ديدند
اين گروهك ها به هم افتیدند
بازهم صدها به خون غلتیدند
گفتند بر ما که ما ازادیم
ملک خود بر اجنبی کی دادیم
ليك انها يك ستون در خانه اند
نام شان افغان ولي بيگانه اند
دالر و كلدار به انها دين است
منصب و چوکی چو یک ائین است
در فريب عام هستند ماستر
از غم و انده مردم بي خبر
نعیم اساس، ۲۸ سپتمبر ۲۰۱۶ پاریس